|
 |
ميترا مهربان
تعداد بحث های ایجاد شده: 13
امتیاز بحث های ایجاد شده: 11
|
تعداد بازدید:
488 |
امتیاز بحث:
2 |
|
|
حافظ در عصر جديد(طنز) |
1388/02/02
|
|
نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس ديدم به خواب حافط توي صف اتوبوس گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم گفتم : کجا روي ؟ گفت : والله خود ندانم گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي گفتم : چگونه اي ؟ گفت : در بند بي خيالي گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داري ؟ گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باري گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟ گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟ گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟ گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟ گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟ گفتا : شدست منشي در دفتر اداره گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنماي منزل گفتا : که دست خود را بردار از سر دل گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادي گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادي گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي گفتا : که جاي خود را داده به فاکس برقي گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره گفتا : به جاي هدهد ديش است و ماهواره گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟ گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟ گفتم : بگو ، ز مشک آهوي دشت زنگي گفتا : که ادکلن شد در شيشه هاي رنگي گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي ؟ گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟ گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري ؟ گفتا : که جاش دارم و افور با نگاري گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟ گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي !
|
|
|
|
|
|
نظرات کاربران
ترتیب نظرات: جدیدترین به قدیمی ترین
|
|
|
|
|
تمام حقوق برای سایت Tamoochin.com محفوظ است
©2025 Tamoochin.com | TCOM
|